بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن
دیروز هم به قول اون دوستم،بهای روزها و لحظههای خوبی بود که داشتم.من باز هم این بها رو میپردازم تا به چیزی که میخوام برسم. یه جورایی دارم وارد یه بازی سخت می شم... 2-3 ماه پرتلاطمی در پیش دارم... یک دنیا کار مهم... باید قوی باشم...خیلی زیاد... و ای کاش تو می دونستی چه خریتی می کنی هر دفعه که اسم این دوستاتو جلوی من میاری...یعنی من من رو از گلوله ای آتشین تبدیل می کنی به یک قالب یخ... چه می دونم لابد اینطوری دوست داری! امروز دوباره متوجه شدم بسیار غیرتی هستم! یعنی کم مونده بود فک دخترک هم آفیسی را هم سطح کف آفیس نمایم!!! هفته پیش تولدم بود و خوب دوستانی جمع بودن... کیک خوردیم و کادو گرفتم... چقدر اون روز خوشحال بودم... ولی دیشب باز هم افتادم توی اون چاله زندگی و دلم گرفت... ولی به قول یکی از دوستام این چاله های زندگی بهای روزهای قشنگیه که یا قبل ها و یا بعد ها وجود داشتن... گاهی اوقات دلم برای اون شب نوامبر تنگ می شه... اما باید گاهی رفت جلو...زندگی با سورپرایزهاش خوبه...
| Design By : Mihantheme |
