بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

کمی بیشتر از یک ماهه که توی خونه جدید، شهر جدید، کار جدید و آفیس جدید هستم.

دنبال وسایل خونه و خرید مبل و تخت و اینجور چیزا هم بودم...انگار که برای خودم جهیزیه می خریدم.

ولی کمِ کم اینجا رو دوست دارم...آب و هواش رو، مردمش رو، کارم رو، دانشجوهای جدیدم رو...خونه ام رو...

صاحبخونه بسیار بسیار مهربونی دارم که درست مثل یه بابا به من کمک کرد و منو برد خرید چند جا، اما منِ مغرور سر سوار کردن وسایلی که assemble می خواست خودم دست به کار شدم و با پیچ گوشتی و چکش همه رو خودم درست کردم.

دنبال خرید ماشین هستم.

دیگه کلی داستان هست که باید بنویسم...

این بعد از این همه آپدیت نکردن... امیدوارم شروعی باشه برای آپدیت های بیشتر...

 پ.ن. مرسی برای کامنت های خوب همه تون. خوانندگان دائمی اینجا. (مشتری مداری رو داشته باشید زبان )

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٥ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme