بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

انقدر اين روزا سرم شلوغه که تازه ميرسم به حرف استاد زبانم که ميگفت :"اگه وقت خريدنی بود حتما از مردم می خريدم!"...خدايا ميشه يه ذره به وقتم اضافه کنی......امروز تو حياط  از هميشه خوشگل تر و نازتر دانشکده مون نشسته بودم و درس ميخوندم.نسيم زيبايی ميوزيد...درخت آلبالوی کوچولوی ضلع غربی دانشکده که مقدار زيادی ميوه داده هم با وزش هر نسيم ميرقصيد....برای تقريبا اولين بار از درس خوندن لذت کامل ميبردم!(البته تو دبيرستان وقتی فيزيک ميخوندم همين احساسو داشتم.فيزيک==>>)

ساعت ۴:۳۰ امتحان روش تحقيق داشتيم.خوب دادم.برای اين روش تحقيق بايد يه پروژه ارائه بديم.من و دوستم اين پروژه رو به صورت مشترک برداشتيم.و امروز ديگه کار به جاهای باريک کشيده بود.آخه قرار بود من چهارشنبه هفته قبل برم مرکز آمار و يه سری اطلاعات برای رگرسيون گيری تابع ارزش افزوده مون بگيرم و نرفته بودم...بابا آخه من سرم شلوغه اونم همين طور.خلاصه امروز يه دعوای حسابی کرديم!البته از نوع دخترونه اش.دخترونه اش چه جوريه؟اصولا پسرا دعواشون ميشه کتک کاری می کنن.اما دخترا با زبونشون چنان نيشهايی به هم ميزنن که دردش از صد تا کتک هم بدتره.بعد از کلی دعوا وقتی نزديک بود اشک هر دومون در بياد اون گفت:از دست من ناراحت نشی ا من فقط به خاطر هر دومون ميگم...منم گفتم:نه بابا برای چی ناراحت بشم....و همه چيز مسالمت آميز به پايان رسيد.

عصر ساعت  ۶ که داشتم به طرف خونه ميومدم بازم همون نسيم ناز و خنک صورتمو نوازش ميکرد.نزديکای خونمون يه خونه اس که چند شاخه گل ياس ازش آويزوون شدن...منم طبق معمول از بوييدن ياس از خود بيخود شدم.چند تاشونو چيدم و تا خونه بوييدمشون...ياس بوی بهشت ميده...بوی خدا ميده....

آلبوم وبلاگمو عوض کردم.اين آلبوم  Fallen از Evanescence است و سال ۲۰۰۳ وارد بازار شده.من به آهنگ دومش به اسم Bring Me Back To Life  خيلی علاقه دارم.

خوب با عرض معذرت بهتره که برگردم سر کارام...همگی موفق باشيد.

نوشته شده در دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۳ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme