بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

 

۱.یاد این آهنگ Britney Spears می افتم كه می گفت:

 

She is so lucky, she is a star, but she cries cries cries…

 

 

شاید به نوعی شرح حال من باشه.امشب از نظر جسمی خیلی خسته ام.

 

و چقدر این گریه چسبید...سبك شدم...خیلی دردآوره سه روز تعطیلی هیچ جا نتونی بری...

توقع زیادی از دنیای به این بزرگیه كه دلم می خواد این سه روز مثل اون رامسر رويايی سپری كنم؟

 

2.چقدر عاشق این دایلوگ فیلم "شیدا" هستم كه می گفت:"در آن هنگام كه عطر بهار نارنج در آن كلام مقدس پیچید،من تو را از پشت چشمان بسته ام دیدم،خوبی های تو را و لطف تو را...

بهار نارنج را به نسیم بسپار و اگر خواسته ام را خواستی این كتاب را به نشانه عهدی میانمان با خود ببر "

 

3.چقدر جالبه،علیرغم اینكه همیشه خودم حواسم هست كه نباید به خوشی های كوتاه مدت و موفقیت های به نظر خودم كوچیك،دل ببندم همیشه اطرافم آدمایی قرار می گیرن كه مرتبا این رو گوش زد می كنن...نكنه اونها هم فرستاده های خدا هستن؟

 

 

4.دلم برای اون آدمای حقیر و بدبختی می سوزه كه از سفر،بیكینی پوشیدن و دیسكو رفتن رو یاد گرفتن...دنيا اين همه زيبايي داره چرا بايد اينقدر مسخره و تك بعدي بود؟

آدم باید خیلی احمق باشه كه 1 میلیون برای این پول بده كه با یه پسر تركیه ای چلمن برقصه...

البته این رو هم بگم...تقریبا حتی یك درصد آدما هم مثل من فكر نمی كنن...شاید هیچ انسانی بینشش نسبت به زندگی مثل من نباشه...

درسته از این جور آدما انتقاد می كنم اما همه رو كاملا درك می كنم و ایرادی اساسي بر هیچ انسانی وارد نیست.وقتی خودت رو تو قالب هر انسانی بذاری همه رو درك می كنی...

فقط هیچ وقت نمی تونم مثل اونا باشم.

 

5.امشب ماه چهارده یا full moon توی آسمونه...یكی از معانی اسم من یعنی مثل ماه...

شاید امشب برای همینه كه گریه كردم...چون دلم برای شب چهارده زندگیم تنگ شده...

و هنوز هلالی بیش نیستم و نیستیم...

 

دارم با تمام ظرفیت ادامه می دم...تمام ظرفیت...

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٥ شهریور ۱۳۸٦ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme