بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

Where do you go my lovely?

Where do you go?

این آهنگیه كه هر موقع گوش می دم یاد دبیرستان می افتم...

مرداد ماه امسال بود كه روز تولد پریسا بیرون رفتیم،

دست تو دست هم توی خیابون و توی یه كافی شاپ خوشگل نشستیم و حرف زدیم،

من و اون همون دخترهای 11-12 ساله مدرسه راهنمایی بودیم،كه سال های سال دوست موندیم!

اون گفت عاشق Evanescence  ام،همه می گن مگه دپرسی كه آهنگای اونا رو گوش می دی؟؟!!

یه دفعه گفتم وای پریسااااااااا زدی به هدف!

منم عاشق آهنگاشونم!ممكنه دپرس به نظر بیاد ولی یه جور قدرت توی لحنشون هست!و...

من و اون و یه كهكشان خاطره!

این كه دوستی من و اون از یه نفرت بچگانه شروع شد!اول راهنمایی كه بودیم،وقتی برگه های امتحان ریاضی رو گرفتیم،نمره من 19.5 شده بود و نمره پریسا 18.75...اما من یه سوالی رو اشتباه نوشته بودم و معلم ندیده بود ولی برای اونو غلط گرفته بود...پریسا به معلممون گفت و اون هم نمره منو كم كرد و هر دومون 18.75 شدیم.من از همون بچگی از خبر چینی حالم به می خورد!اونقدر عصبانی و ناراحت شدم كه بی اختیار گریه ام گرفت.زنگ تفریح تمام بچه ها دورم جمع شدن و هركی یه چیزی می گفت.یكی می گفت پریسا خیلی دختر بدیه!یكی می گفت خیلی بی تربیته كه خبر چینی كرده!یكی دلداریم می داد و می گفت گریه نكن دیگه!منم دیگه گریه نكردم فقط بعد از ظهر همون روز كه كلاس زبان داشتیم رفتم ته كلاس نشستم كه اصلا نبینمش.اون هم اومد و گفت:" ببخشید!نمی خواستم نمره تو كم بشه!فكر می كردم نمره من رو زیاد می كنه!"

منم كیفم رو برداشتم و رفتم پیشش نشستم!

خاطرات زیبایی كه هیچ وقت از تعریف كردن و مرورشون خسته نمی شم...

معمولا وقتی تعداد دوستا زیاد می شه،عمق دوستیها كمتر می شه!اما بعضی از دوستیها تا عمق قلب آدم هم نفوذ می كنن...و من از جنس دوستی و دوست داشتن و عشق عمیقم...شاید برای همینه كه حساسم،گاهی زودرنجم،و دلتنگیهام هم عمیقن اما به جای خودش شادیش هم خیلی عمیق و دوست داشتنیه...

*می دونی!؟ امروز قشنگترین كادوی تولد امسالمو چندین دقیقه خیره نگاه كردم و با همه وجودم توش پر كشیدم...دریایی ابری،بارون و موج و پرواز یه پرنده...بي نهايتتتتتتتتت دوستش دارم!می دونی؟!!

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme