بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

1.اون روز،یعنی دو هفته پیش قبل از كنفرانس كه داشتم با یكی از بچه ها از پله ها پایین می اومدم،نگاهی به كفشام انداخت و گفت به به مباركه!بالاخره رفتی و خریدیش؟!! دقیقا در همون لحظه پام پیچ خورد و چند تا پله آخر رو افتادم پایین!چشمی به اون شوری كه به  سرعت نور جواب بده رو تا اون لحظه زیارت نكرده بودم!

2.یكی از هم كلاسی های الانم،لیسانس مهندسی صنایع داره و طفلك درسهای پیش نیاز اقتصادیش رو افتاده و حالا این ترم همه رو دوباره برداشته...فردا هم امتحان داره...امروز دیدم پشت میز كتابخونه خوابش برده بود.از كنارش كه رد شدم بیدار شد،گفت تو رو خدا دعا كن پاس كنم!منم بهش قول دادم كه براش دعا كنم.امروز عصر كه من و دخترا داشتیم می رفتیم سلف،دیدمش كه یه تسبیح تو دستشه و خودش می گفت بلكه یه كم ذكر بگم یه نتیجه ای بده!درس خوندن كه فایده نداره!هر چند یه كم اصلا! به قیافش نمیاد این حرفها!اما به قول اسكار عزیز كه 30 نوامبر سالروز درگذشتش بود،"بزرگترین خطا، سطحی نگریست"... دلم براش سوخت!امیدوارم این دفعه موفق بشه...

3.تابستون كه من و دو تا آقا از بچه های جدید،جایی كارآموزی می رفتیم،رفتار كارمندهای اونجا با ما 3 نفر اصلا خوب نبود.یعنی انگار ما اصلا اونجا نبودیم.این هم 100% از روی حسادت بود.و همینطور احساس خطر.من خودم رو با خوندن زبان فرانسه سرگرم می كردم كه حتی روی همین قضیه هم حسادت و حساسیت نشون می دادن...فقط میون اون همه آدمی كه اونجا كار می كردن،آقای نسبتا مسنی كه رفتارش از همه اونها بهتر بود و می دید ماها كسل و پكر شدیم...با وجود اینكه به هیچ عنوان آدم مذهبی نبود حرف خیلی قشنگی زد كه همیشه تو قلبم حك شد."ان مع العسر یسرا"..."همانا با هر سختی آسانی وجود دارد".

4.صدای Celine Dion رو در 16 سالگی فكر نمی كنم افراد زیادی به خاطر بیارن...اما همون دختر 16 ساله آهنگی خونده كه واقعا زیباست...صدای كوچیك و لرزون یه دختر كه به فرانسه می خونه...و حالا كه به صداش گوش می دی صدای گرم و زیبای یه بانوی به تمام معناست...واقعا دوستش دارم...كاش یه روز بتونم این رو وقتی باهاش دست می دم بهش بگم...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme