بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

امروز به اندازه تمام عمرم ضايع شدم.به حدی که اين  در مقابلش چيزی نبود!نمی گم چرا چطور اينجور حرفا...قبلا هم ضايع شده بودم!اما نه تا اين حد....يه بار پارسال تمام راه کلاس زبانم تا خونمون گريه کردم...تو خيابون تو تاکسی هم يه آقايی کنارم نشسته بود نگام می کرد بدجور اما دست خودم نبود همين طور اشکا ميومدن...آخه دلم خيلی گرفته بود.اما امروز ديگه از خجالت داغ کردم...

خدايا ديگه هيچ وقت ضايعم نکن باشه؟

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۳ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme