بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

جالبه که بهترین دوستام،دوستایی که واقعاً دوستشون دارم و باهاشون حسابی می خندم و می تونم شاد باشم،هیچکدوم آدمایی نیستن که اهل صحبت راجع به نماز،روزه و... باشن و بتونم مثلاً عید امشب،عید فطر رو بهشون تبریک بگم.

 

امشب یاد اون صحنه فیلم از کرخه تا راین افتادم که (علی دهکردی) گوشه یه کلیسا نشسته بود و برای خودش با خدا صحبت می کرد و اشک می ریخت...

و این یعنی که ای کاش هرکس با هر عقیده و ایمانی که هست دیگری رو بپذیره،دوست داشته باشه و حتی باهاش مخالفه و می دونه طرفش داره اشتباه می کنه کمکش کنه حقیقت رو بفهمه و بپذیره...

کاش اون کسی که روزه می گیره،بفهمه شرط تطهیر روح،که همون قبولی روزه است،پاکی دله نه اینکه دو تار مو پیدا باشه یا نه...آرایش داشته باشی یا نه...مسخره است به خاطر روزه موهاتو بپوشونی و فرداش نه....

سی روز گذشت...ماه رمضون امسال ماه رمضون پر ماجرایی بود...پر از ماجرا...اشک و لبخند....احساس می کنم مثل چند ماه یا چند سال گذشت...امشب و فردا همه رو دعا خواهم کرد...همه رو همه رو...

 

ان شاالله برآورده شود...

عید همه مبارک...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme