بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

صبح توی آموزش کل دانشگاه پسری رو دیدم که بدتر از من برای زود راه افتادن کارش خیلی عجله داشت و مرتب از مسئول اونجا سوال می کرد.

اولاً از تاریخ تولدش فهمیدم فروردینیه و خوب این خصوصیت عجول بودنش برام عجیب نبود.چون خانم مسئول رو گیج کرده بود کشیدمش یه گوشه و تمام مراحل کار رو براش توضیح دادم.اون هم تند تند یادداشت می کرد.موقعی که ازم خداحافظی می کرد خیلی خوشحال شده بود چون حالا می دونست باید چی کار کنه!

از اینکه داوطلبانه به دیگران احساس آرامش ببخشم خیلی احساس خوبی پیدا می کنم.

اما به عکس از اینکه از دیگران کمک بخوام خیلی احساس بدی پیدا می کنم.

اما در عین حال توقع دارم خود دیگران معرفت و شعورشون برسه که هر موقع نیاز به کمک دارم کمکم کنن.که 99% مواقع نمی رسه!

خوب آدم غصه می خوره دیگه!

نتیجه اینکه تنها کسی که باید ازش کمک خواست و بی منت کمک می کنه خداست.

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۸ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme