بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

باز هم فروردین آمد...

فروردین من...

و پیش از آمدنش سالی سپری شد عجیب...

تعدادی از دوستانم از ایران رفتند...

تعدادی از دوستانم ازدواج کردند...

تعدادی صاحب فرزند شدند...

مریم،دوست عزیزم را در یک سانحه هوایی از دست دادم...

باز هم هوای عاشقی به سرم زد و باز هم شجاعانه ادامه دادم و جانانه باختم...

دلم به ناجوانمردانه ترین حالت شکست...

روزهای خوب هم کم نداشتم...

 

.................................

خدایا به من قدرتی ده تا تنها با تو معامله کنم...

ای بزرگترین...

سال نو رو با این چشم های  امیدوار با نام زیبای تو آغاز می کنم.

به نام تو،

و اینست آغاز فروردین من...

پ.ن.    و بانوی فروردین وبلاگ خوبم امروز شش ساله شد.

 

نوشته شده در یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme