بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

و زندگی تماماً وسوسه است!

من از هر چه دوست داشتن و دل بستن کنار کشیده بودم.دیگر دلم می خواست تنها

و تنها خودم باشم و زندگیم را هدایت کنم.

اما نگاه و حضورت وسوسه ام کرد.آن "سلام" کردن های جذاب تو و آن مکالمات هوشمندانه مان که مرتباً بر دقایقش افزوده می شد و آن روز که نگاه های فروردینیمان  به هم گره خورد وسوسه ام کرد "دوستت" داشته باشم.

حال هم گاهی وسوسه می شوم همه چیز را رها کنم و خود تنها به مسیرم ادامه دهم.

اما باز هم شنیدن صدایت و بودنت وسوسه ام می کند "بمانم".

"رویاهایم" وسوسه ام می کند به سوی آینده "پر بکشم".

من پر خواهم کشید.

واقعیت اینست اگر تو "هم رویای" آینده ام باشی،وسوسه همراهیم رهایت نمی کند.

و اگر این وسوسه تو را فرا نگیرد شاید مرا "هم پروازی" دیگر باید یافت.

و زندگی تماماً وسوسه است!

 

نوشته شده در شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme