بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

  • بالاخره امتحانا تموم شد و راحت ولی واقعا چقدر امتحانا بده! ديروز دو تا امتحان داشتم و چقدر دو تا امتحان در يک روز تجربه بديه!
  • قبلا هم اين تجربه رو داشتم اما به خودم قول داده بودم که ديگه هيچ وقت برنامه ام رو طوری تنظيم نکنم که اينجوری بشه...ولی مجبور شدم دوباره!
  • ديروز برای امتحان دوم ديگه سلول خاکستری برام نمونده بود!البته يک نکته شيک ديگه هم وجود داشت و اون هم اين بود که امتحان اوليم نمره منفی هم داشت.خدا خودش رحم کنه...
  • چه برف نازيی اومده بود اما زود آب شد که
  • چقدر دلم برای مامانيم تنگ شده!!مامانييييييييييييييييييييييييييييييييييييی..ايشالا پنجشنبه حاجيه مامان خانوم  از مکه بر می گردن ميان پيش ما!
  • يک نکته ديگه...اين ليورپول چرا اينجوری شده؟از وقتی اين بچه مورو (مورينتس) رفته بدتر شده از تيم های درجه ۳ و ۴و ۵ هم ميبازه يعنی چه؟
  • نکته بعدی!مثل اينکه علی دايی بالاخره چشم بد دور ازدواج کرد!واقعا بايد حداکثر تا ۳-۴ سال پيش ازدواج می کرد.اما اميدوارم مبارکش باشه....خانومش هم مهندس عمرانه.ايشالا موفق باشن و خوشبخت و خانومش هم زياد خودشو نگيره.
  • زياد شوکه نشيد اگه هيچ کدوم به قبلی ربطی نداشت خيلی دلم می خواست حرف بزنم ديگه!
نوشته شده در دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۳ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme