بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

چند باره که می خوام بنويسم هر دفعه يه چيزی پيش مياد.اما اين دفعه بايد طلسمش بشکنه.امشب چه شب جالبی بود.با يه اکیپ ۲۰ نفره از دوستای هم دانشکده ای خواهرم رفته بوديم بيرون.خيلی خوش گذشت.يه کم روحيه ام عوض شد.فکر کنم به اين جور فضا ها احتياج دارم.به قول يه آمريکايی که يه بار باهاش صحبت کردم:"You've got to do whatever you can to make yourself happy,Cause Nobody does !"و چقدر هم راست ميگفت.چه کسی ميتونه منو خوشحال کنه؟اصلا برای کی اهميت داره ؟اين خودم هستم که بايد خودمو خوشحال کنم...تا کی غصه و ناراحتي؟ برای کی برای چي؟برای کی اهميت داره؟يه مسئله ای که باهاش کنار اومدم اينه: تا کی می خوايی گريه کني؟برای هر چيز کوچيک و بی ارزش.اونم موقعی که هيچ تقصيری نداشتی.مگه هميشه چشمات به اين قشنگی  هستن پس برای چی آزارشون می دي؟به خدا فقط يه بار بيست ساله می شی فقط يه بار...پس بيست سالگيتو درياب!امروز فقط يه وبلاگو شانسی خوندم.توش يه مطلبی داشت که انگار مخاطبش من بودم به قدری حيرت زده شدم که انگار خدا می خواست به طور غير مستقيم چيزی رو بهم بگه...نوشته بود :"باور کن که خوبتر،زيبا تر و شايسته تر از آنی که فکرت را پريشان کنی" تا چند دقيقه به اين موضوع فکر می کردم...چه جمله عجيبی....آره دقيقا منظورش من بودم!من يه دختر معمو لی نيستم...اهدافی که من دارم شايد ۱۰۰ به ۱ يه دختر ديگه نداشته باشه.پس بايد برای اون هدفا بجنگم.بايد تلاش کنم بالاخره راه رسيدن به اون هدفا هم صاف نيست پر از پيچ و خمه هميشه که همه چيز به راه دلت نيست خانوم ...می دونم تو معادلاتت جای همچين مسائلی رو نذاشتی و به خاطر همين برات خيلی گرون تموم شده...به خاطر اينکه هيچ جای کارت نمی لنگيده به خاطر اينکه يه دفعه جا خوردی.. به خاطر اينکه هزار و صد تا سوال بی جواب برات پيش اومده که نه ميتونی به کسی بگی نه اينکه هيچوقت جوابشو می گيری...به خاطر اين همه محبتی که می کنی به خاطر اين همه گذشتی که داری و هيچ وقت هيچکس کوچکترين چيزی ازشون نميفهمه...خيلی بده که آدم نتونه منظورشو به کسی بفهمونه..به نظر من دردناکترين چيزه..واقعا اينه که آزارم ميده اينه که اشکمو در می آره.

اهه!!!مگه قرار نبود گريه نکنی پس چی شد؟به قول ما مان:"هيچکس ارزش اشکای تو رو نداره،اون فردی هم که داره هيچ وقت نميذاره اشک از چشمات جاری بشه"

نوشته شده در چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۳ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme