بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

فردا، نهمين روز از فروردين ، روز تولد منه.طبق معمول چون تولدم تو ايام عيده و مدارس و دانشگاه ها تعطيله دوستام کادوهاشونو زودتر دادن ...فقط می مونه مامانی بابايی و برادر و خواهرم...

خدای خوبم هم بهترين هديه ای که می تونست به من داد...قبل از عيد قرار بود بريم رامسر مجتمع تفريحی هواپيمايی ملی( اداره بابا) که واقعا جای فوق العاده زيبا و خلوت و معرکه ايه...(از نظر مکانی دقيقا چسبيده به ويلاييه که فيلم برداری سريال های تب سرد و خط قرمز توشون انجام شد.)آخ پارسال که اونجا بوديم چقدر مزه داد....زير بارون لب دريا تا جايی که نفس داشتم راه ميرفتم و بعد ماسه بازی می کردم...فقط من بودم و من...(آخه کم افرادی پيدا ميشن که تو اون هوای سرد برن زير بارون و مثل موش آب کشيده بشن!)...بگذريم. ديروز که بابا اينو گفت انقدر ناراحت شدم که حد نداشت...نعوذ بالله اصلا از خدا توقع نداشتم!اما حدس بزنيد چی شد..همه چيز خيلی  سريع اتفاق افتاد...بليط هواپيما  جور شد و هتلی که تو مشهد دنبالش بوديم برای آخر هفته خالی شد و...فردا ساعت ۵.۵ صبح پرواز به سوی مشهد ، به سوی امام رضا...۳ سال مشهد نرفتم و چقدر دلم برای حرم امام رضا تنگ شده...وقتی امام رضا آدمو طلبيده باشه همه چيز اينجوری درست ميشه...و من روز تولدم کنار او خواهم بود...

خدايا يادته پارسال شب تولدم يه سری دعا کردم...از تو خواستم که هر چی صلاحه برام پيش بياري...دقيقا يه هفته بعد از تولدم اتفاقی افتاد که اولش خيلی ناراحت شدم و خيلی گريه کردم...اما الان می فهمم به صلاحم بوده...خدايا دوست دارم خيلی زياد...خيلی زياد نه! بينهايت!مثل خودت... اما نه مگه ميشه مثل تو بود...هرگز...تو يکتايي..تو بی نظيری...تو در وصف نمی گنجی...

امسال هم می خوام يه سری دعا کنم و چشم به درگاهت بدوزم که با رحمت بی نهايتت اونا رو برآورده کنی...اول از همه سلامتی خانواده ام :مامان،بابا،خواهرم،برادرم و خودم رو از تو می طلبم...بهبود و شفای همه بيمارانی که در آرزوی يه لحظه سلامتی هستن...خدايا ان شالله هر کس با خلوص ازت چيزی می خواد و حقشه به هر چيزی که ميخواد برسه...موفقيت خواهرم در کنکور فوق ليسانس امسال و ان شاالله هر دانشگاهی خودش دوست داره قبوی بشه... موفقيت برادرم تو درساش و بالاخره خودم که امسال بايد در اسفند ماه کنکور فوق بدم...خدايا کمک کن هيچ وقت نا اميد نشم...کمکم کن به اون چيزی که حقمه برسم و اين اجحافايی که تو اين دو سه ساله در حقم شده جبران بشه...خدايا کاری کن هميشه وجودت و حضورت رو احساس کنم...کاری کن هيچ وقت حس نکنم که تنهام...هميشه اون راهی که درسته رو يه جوری بهم نشون بده...کمکم  کن امسال معلم بهتری باشم...کمکم  کن امسال دانشجوی بهتری باشم...کمکم کن امسال دوست و خواهر و فرزند بهتری باشم...خدايا کاری کن هميشه بهاری و فروردينی  بمونم...خدايا من و خانواده ام  و عزيزانم رو از شر همه بدی ها حفظ کن و ....

فردا روز تولدمه...يک سال بزرگتر شدم...تو اين سال خيلی چيزا ياد گرفتم و اميدوارم سالی که پيش رومه از سال قبل خيلی بهتر و پربارتر باشه...ان شالله.

الان با رنگی که عاشقشم می نويسم!

تولد تولد تولدم مبارک...

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٤ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme