بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

آره!

خوب درس خوندم اما هنوز دنیایی کار هست که باید انجام بدم...گاهی وحشت برم میداره ولی خوبیش اینه که دیگه احساس خستگی نمی کنم بلکه از همین زندگی جلبکی توی یه اتاقک 1 × 1 توی کتابخونه لذت می برم...

این زندگی خیلی بهتر از بله چشم گفتن به یه رئیسه...لااقل برای من اینطوره...هیچ وقت آقا بالاسر نمی خوام...من ازدواج بکنم هم همسرم باید اول دوست و همدم و همراهم باشه...رئیس و مرئوس نداریم...

 

امروز فهمیدم یکی از دوستام یه چیزی رو ازم پنهان کرده و چقدر ازش بدم اومد...وای که هیچ چیزی مثل دروغ و بی معرفتی و بی انصافی منو از یکی دور نمی کنه....

 

هم خونه ای قبلیت که تقریباً می خوای سر به تنش نباشه اومده و هم آفیسیت شده!به خودم می گم ککت هم نگزه...سیاست ignore...

اون اوائل که اومده بودیم اینجا همه فکر می کردن ایشون فرشته رو زمینه و من بد اخلاق...خوشم میاد بعد از یک سال همه فهمیدن کی به کیه و حالا همه با من خوبن و همه از اون دوری می کنن....وای بر ظاهر بینان!

کلاس تابستونیم تموم شد و بسیار کلاس با کارایی بود...اکثر بچه ها مال دانشگاه های دیگه بودن حتی یه دانشجوی دختر از دانشگاه stanford هم داشتم...

 

پ.ن. تقریباً یک ساله که اینجام و این یعنی یک ساله مامان بابا و داداشمو ندیدم....باورم نمیشه...عاشقتنونم و ای کاش امتحانامو خوب بدم و با نتایجش خوشحالتون کنم...

×ماه رمضان هم داره میاد و پیشاپیش تبریک و التماس دعای زیاد...دیگه واقعاً می ریم برای روز امتحان :)

نوشته شده در چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme