بــــــانــــــــــوی فـــــــــروردیــــــــن

-امروز بعد از 6 جلسه، مهر شاگردای این ترمم به دلم نشست!

-نمی دونم چرا سیستم مالیات این کشور اینقدر پیچیده است.تا حالا چند میلیون فرم مالیات پر کرده باشم خوبه؟!!

-یادم میاد س که یه پسر عربه پارسال برای تولدش اونقدر مست کرده بود که به قول خودش صبح فرداش ساعت 11 با سرگیجه بیدار شد...الان یک سال گذشته.طی تابستون خدا بهش کمک کرد و به موفقیتی رسید که یک سال منتظرش بود و حالا با خودش عهد بسته که همیشه نماز بخونه و دیگه لب به مشروب نزنه...به قول خودش اون موفقیت زندگیش رو از این رو به اون رو کرد...

-جالب نیست؟امروز یکی از دانشجوهای ترم پیش ازم خواست براش recommendation letter بنویسم...یکی از دو تا دختر دوست داشتنی اون کلاسم بود...دنیا خیلی زود چرخ می زنه و در موقعیتی قرار می گیری که خودت روزی نقش مقابل رو بازی می کردی...روزی فقط دانشجو بودم...الان هم دانشجو هستم هم استاد...و در آینده فقط استاد...

نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ توسط بانوی فروردین نظرات () |

Design By : Mihantheme