گاهی حس می کنم سرعت دنیا برای من خیلی پایینه...

اگه می تونستم می زدم تو سر آدما و هولشون می دادم که سریعتر کارایی که من می خوام رو انجام بدن نیشخند

یادمه توی اداره ای که 5 سال پیش کار می کردم همیشه با امور اداری مشکل داشتم.یه تمبر می خواستن بزنن روی کارای من می گفتن برو یک ساعت بعد بیا.منم دو دقیقه بعد روی مخشون بودم.یا اینکه تمام تلفنای خارج از کشور و کارایی که می شد خودم یه جورایی انجام بدم رو انجام می دادم علیرغم اینکه وظیفه ام نبود.اون هم فقط برای اینکه حوصله صبر نداشتم!

دلم برای اون آقاهه ای می سوزه که قراره شوهر بنده بشه.یعنی پوستش کنده است.وای به روزی که من بگم بریم بیرون و تنبلی کنه!!! و از اونجایی که بنده همیشه مغناطیس جذب عناصر زمستونی (دی ماهی و بهمن ماهی ) رو دارم کاملاً منطقیه که چنین روزایی رو پیش بینی کنم که ایشان را کتک می زنم که سریعتر حاضر بشه ;)

/ 0 نظر / 4 بازدید