:)

یه روزی هست که بی دلیل از صبح دلت گرفته،عُنقی،بد اخلاقی،بَدی مثل امروز...

اونوقت عصرش که می ری با یه دوستت بیرون توی یه فستیوال قدمی بزنی،همینجوری کوله پشتیتو و کیف پولتو میذاری توی صندوق عقب ماشین دوستت چون سنگینه.اونوقت دوستت گیر می ده بیا یه چیزی بخوریم و تو دوست نداری اون پولت رو حساب کنه...به هر حال از بین  چیزی حدود 50 تا دکه غذا فروشی همینجوری اتفاقی یکی رو انتخاب می کنید.

یه دختری با لبخند قشنگی بهت سلام می کنه...یکی از دانشجوهای سال 2011 توئه...و بابت غذا ازتون پولی نمی گیره و تو لبخندی می زنی :)

یه جاهایی مثل امروز زمزمه ای از خدا رو می شنوی که می گه :"دوستت دارم."

 

/ 7 نظر / 4 بازدید
سامورایی

حس خیلی خوبیه. میشه گفت همچین تجربه‌ای رو داشتم.

آزی

سلام خوشحالم که اتفاقی به وبلاگتون اومدم شما هم مثل من 10 ساله وبلاگ دارید و مینویسید چه احساسی دارید وقتی پست های 10 سال پیشتونو میخونید؟؟

رها.ح

سلام بانوی فروردین چقد خوبه یهویی اینجوری پول ندیم [نیشخند] یا چقد عالیه و شیرین که همچین زمزمه ای از خدا بشنوی

منتظران

عشق تنها رازیست که به خدا باید گفت ،چه سخن ها که خدا با من تنها دارد ...

نوید

سلام بانوی فروردین، دوس داشتی به جمع ما هم سر بزن، خوشحال میشیم، توی نوید چت منتظرتیم

علی

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه شریف عید سعید فطر را بر شما و خانواده محترمتان تبریک عرض نموده آرزوی لحظاتی زیبا و خدایی را براتون دارم[گل][گل][گل]التماس دعا