و این اولین روز

باز هم فروردین آمد...

فروردین من...

و پیش از آمدنش سالی سپری شد عجیب...

تعدادی از دوستانم از ایران رفتند...

تعدادی از دوستانم ازدواج کردند...

تعدادی صاحب فرزند شدند...

مریم،دوست عزیزم را در یک سانحه هوایی از دست دادم...

باز هم هوای عاشقی به سرم زد و باز هم شجاعانه ادامه دادم و جانانه باختم...

دلم به ناجوانمردانه ترین حالت شکست...

روزهای خوب هم کم نداشتم...

 

.................................

خدایا به من قدرتی ده تا تنها با تو معامله کنم...

ای بزرگترین...

سال نو رو با این چشم های  امیدوار با نام زیبای تو آغاز می کنم.

به نام تو،

و اینست آغاز فروردین من...

پ.ن.    و بانوی فروردین وبلاگ خوبم امروز شش ساله شد.

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
....

خوشم میاد همیشه پر انرژی هستید...موفق و پیروز باشید...[گل]

غزاله

سلام دوست فروردینی عزیز من. سال نو بر شما مبارک باد [قلب][گل] سال 88 برای من هم سال پر فراز و نشیبی بود و البته مثل تو روزهای خوب کم نداشتم و امیدوارم در سال جدید روزهای خوبمون چندین برابر بشه. معامله کردن با خدا کار سختیه چون یه تبصره داره و اون صبر و توکله. اما برای آدمهای عجولی مثل من که می خوان هر جوری که شده و از سریعترین و کوتاهترین روش ممکن به خواسته هاشون برسن خیلی سخته. وقتی که آدم با خدا معامله می کنه باید بعضی از چیزها رو به دست اون بسپره و ازش بخواد تا به بهترین شکل همه مشکلات رو حل کنه. امیدوارم مسیر زندگی ما امسال از قشنگ ترین جاده ها بگذره