قدرشناسی

امروز عصر که با هم آفیسیم که یه پسر روسه ، رفتیم قهوه بخوریم یه مسئله ای رو بهم یادآور شد که گاهی توی سختی های مسیر یادم می ره...

گفت یادت باشه که اینجا داری روی موضوعی کار تحقیقاتی می کنی که همیشه دوست داشتی،بدون رئیس بدون رقابت های مسخره محیط کار....

چطور این چیزا که براش این همه جنگیدم گاهی یادم می ره...خدایا شکرت!می دونم نمی شه همیشه همه چیزو با هم بدست آورد و الان غرغر می کنم اما اگه اون آقاهه یا هرکی دیگه هم بیاد و به من ابراز علاقه بکنه کمااینکه دور از انتظار هم نبود اما تا چند ماه آینده به حالت تعلیق در میارم موضوع رو!

 چون هر چیزی باید به موقع و جای خودش باشه...

/ 2 نظر / 20 بازدید
تیردخت

وای خوش بحالت رئیس نداری [چشمک] کاش میشد همه چی باهم یکجا درست بشه و نتیجه شم خوب باشه ... [قلب][گل]