امشب به اندازه شب تولدم دلگیرم.

چه شب غریبانه ای بود امسال.بغض تا فردا ظهرش گلومو گرفته بود.

دلم مثل همون روز شکسته.

هربار با هزار زحمت این دل رو فریب دادم و خوبش کردم دوباره به هم ریخت.

خدایا،من خوب نیستم می دونم،ولی سعی کردم خوب باشم.

صبرم دیگه بیش از این نیست...نمی تونم تنهایی جواب این همه مجهول رو پیدا کنم...

تو یه ندایی،یه تقلبی یه کمکی برسون...مثل همه نعمت هایی که بهم دادی قدرشو می دونم قول می دم.قول.

/ 3 نظر / 4 بازدید
رهـــا . ح

سلام عزیزم من بانوی اردیبهشتم ایشالا که دلمشغولیت زودی برطرف بشه گلم --- خدا هم که خیلی مهربونه [گل]

sanaz

با سلام دوست من انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

سامورایی

یه روزی یه جایی یه وقتی که فکرشو نمیکنی جوابتو میگیری