اعتماد به نفس

1) توی اتوبوس نشستم برم باشگاه ورزش کنم، یک آقای سیاهپوست سن و سال دار با ظاهر نسبتاً داغون به من اشاره کرد که هدفون رو از گوشم در بیارم تا یه چیزی بهم بگه.

منم این کارو انجام دادم.

ایشون چیزی فرمودند که ترجمه اش این می شه :" اسمت چیه خوشگل؟ مجردی؟!"

خدایا شکرت :))))

می خواستم بگم دکتر خوش تیپ این مملکت یه چند صد باری به بنده گفت خوشگل به جایی نرسید شما کلاً فازتون چیه دوست عزیز؟ :))

2) توی باشگاه یه دختر خانم عرب هست که با حجاب کامل میاد سالن ورزش مختلط خانم ها و آقایون...در حالیکه باشگاهی که من می رم تنها جاییه که یه سالن مخصوص خانم ها داره و خیلی هم سر این موضوع تبلیغ می کنه.

خوب دقیقاً چرا ایشون از این امکانات خوب استفاده نمی کنن؟

 

/ 4 نظر / 20 بازدید
غزاله

واااااااااای پس از این اعتماد به نفس دارها اون ور آب هم هست [خنده]

تیردخت

من خیلی این نوشته هات که زندگی روزمره ت تو آمریکاس دوست دارم...نژاد پرست نیستم ولی نمیدونم چرا از سیاه پوست ها می ترسم فکر کنم جای تو بودم از اتوبوس پیاده میشدم [چشمک] این خانومم داره میگه حجاب محدودیت نیست مصونیته [چشمک]

سامورایی

۱) [خنده] خواسته تیری در تاریکی بندازه... 2) به احتمال فراوان میخاد ایمان خودشو توی اون موقعیت بسنجه[زبان]