و کلمات چه نا توانند...

 

 

برگزیده دیگری از "De Profundis" که به گفته نه تنها من بلکه تمام افراد چه بی دين و چه خداپرست

 که آنرا عمیق خوانده اند (و متاسفانه در يک جامعه ۸۰۰۰ نفری من تنها ايرانی بودم که اين متن را خوانده بودم..)تاثیر گذارترین و تکان دهنده ترین نوشته ای است که در تمام زندگی شان مطالعه نموده اند.

 

 

"انسان تنها زمانی روح خود را عمیق می شناسد که از شر تمامی احساسات بیگانه،تمام فرهنگ ها و عادات اکتسابی و تمام داشته ها و نداشته های چه خوب و چه شیطانی اش رهایی یابد...و من تنها زمانی عمیقا به این نتیجه دست یافتم که تنها دارایی که  برایم باقی مانده بود...تنها دارایی که به امیدش زنده بودم یعنی دو فرزندم را به دست قانونی که عدالتش را هیچ مرجعی مشخص نمی نماید، از دست دادم...و چه ضربه مهلکی بود..."<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

"به خاطر می آورم که  ابتدا در تاریکی تنهاییم  از این سوی دیوار به آن سو می رفتم و دستانم را بر هم می کوبیدم و فریاد می زدم:چه پایانی!چه پایان دردناکی!در آن هنگام به چیزی جز خودکشی و نابودی منی که در واقعیت از بین رفته بود نمی اندیشیدم...یکسال گذشت و اکنون با تعظیم در برابر تمام اشکهایی که ریختم...با تعظیم در برابر تمام دردهایی که تحمل کردم با اعتقاد قلبی می گویم:چه آغازی چه آغاز شگفت انگیزی!"

 

 

 

 

"و قطعا جامعه دیگر مکانی برای ارائه به من ندارد اما در طبیعت که باران شیرین و دلپذیرش بر تمام عادلان و ناعادلان یکسان می بارد،من در میان صخره ها برای خود پناهگاهی خواهم یافت و در دره های مخفیانه اش در سکوت و بی  مزاحمت دیگران خواهم گریست.و طبیعت ستاره ها را برایم بر می افروزد تا  بدون لغزش راهم را در میان شب بیابم و باد را برایم می فرستد تا رد پایم را از بین ببرد و بدین ترتیب دیگر  هیچ فردی نتواند به منظور آزارم مرا  تعقیب نماید و (طبیعت)مرا با آبهایش از تمام جراحاتی که دنیا بر من وارد نمودند پاک خواهد نمود..."

 

 

و نویسنده این نوشته تکان دهنده  این نتیجه را در 41 سالگی دریافت نمود و چه سعادتمند بود! چرا که کم نیستند افرادی که با جهل متولد می شوند و با جهلی دردناکتر از دنیا می روند... ای کاش ما انسانها تنها چشمانمان را لحظه ای بر حقیقت باز می نمودیم تا در چنین شبی همچون امشب حقیقت بزرگ زندگی را درک کنیم.

 

و خدا چه زیبا می فرماید که :"اگر آنان که از من روی برگردانده اند می دانستند که چقدر مشتاقشان هستم هر آیینه از شوق جان می سپردند."

 

 

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیب

راستی نوشته های شما فقط ميتونه کار يک بانوی واقعا فروردينی مثل مادر من باشه. محکم .....

Buteemar

تاثيرگذار بود مرسی و موفق باشی

اميد

بدون شک De Profundis يکی از زيباترين و پرمعناترين نوشته هاست که حتی با همين گزيده ها به برتری نوشته و نويسنده به راحتی ميشه پی برد! و مطمئنم که بزودی عده زيادی حتی توی ايران ميتونن به راحتی اين نوشته رو بخونن! فقط بايد کمی صبر داشته باشن! واما جملات دردناک و در عين حال زيبايی بيان بی نظير واقعا در همين جملات کاملا مشهوده! و خوب انسانی که در سخت ترين شرايط زندگی با قدرت اعلام کنه که (چه آغازی چه آغاز شگفت انگیزی) مطمئنا يک انسان کامله! به معنی واقعی انسان...

اميد

و همونطور که استاد هم اشاره کرده! برای پاک کردن بديها از پاکی! فقط پاک ترين چيز ميتونه اون رو دوباره به همون پاکی برسونه! اون هم نه بدی! و بلکه بديهای مادی يه دنياي بی ارزش!

اميد

مهم نيست ما تو چه سنی بتونيم حقايق رو درک کنيم! مهم اينه که يه روزی بالاخره بتونيم! و اگه نتونيم اون موقس که واقعا بايد به حالمون حسرت بخوريم! اما واقعا جا داره يه تشکر ويژه ازت بکنم که لطف ميکنی و حداقل اين گزيده ها رو اينجا قرار ميدی که شايد ما هم توی اين بی نظير نوشته ها .شايد حتی با خوندن ! نقشی داشته باشيم!..... راستی کاش يه روزی بياد که همه انسانها اون درکی رو که بايد و شايد از انسان بودن خودشون داشته باشن....به اميد اون روز....الهی اميد....

hero

سلام...

یک عابر دائمی شده

به راستی که کلمات چه ناتوانند....

سردارعلی

سلام ابجی) اين تازه اولشه) همونطور که دکتر گفت به همين زوديا امريکا و اسراييل رو بمباران می کنيم) همه کسانی هم که به ايران و اسلام خالی بستن نتيجه اينکارشونو می بينن) هندی های مجوس حالا برن با اين بمب ها حال کنن که اين اولشه) حزب الله اروم نمی نشينه) همه منطقه می ره رو هوا) يا علي

به سان رود

چند وقت بود که مشغول انجام پروژه وامور فارغ التحصیلی ام بودم و فرصتی برای وبگردی نداشتم. مشتاق بودم که در بارۀ اسکار وایلد بیشتر بدونم . معرفی شما از او و ترجمۀ دیدگاه هاش تحسین برانگیز بود. خوش به حالت که دیگران با خوندن نوشته هات به یاد حضرت دوست می افتند. من سعی می کنم که در زندگی رد پای او رو دنبال کنم و از اینکه نشانه ای من رو به این وبلاگ رهنمون شد خوشحالم. از شیشۀ بی می، می بی شیشه طلب کن ...... حق را به دل خالی از اندیشه طلب کن

sib

سلام. با اجازه بهتون لینک دادم.