امشب ساعت ۱۲

امروز استرس زیادی بهم وارد شد و مثل همیشه داشتم از عجول بودنم خودم رو تا حد نابودی پیش می بردم...

خونسردی با وجود من بیگانه است...و این خیلی بده...

فردا اول ژانویه 2008 و دلم می خواست از این روز و شب و روياي ذهنم بنویسم...بد نیست روح ناآروم من گاهی در رویا خودش رو التیام ببخشه و در تنهایی این شب رو جشن بگیره...

اما واقعا نمی تونم بیشتر از این بیدار بمونم...

پس فقط می نویسم...

سال نو مبارك...

كاش واقعا مبارك باشه...

كاش...

ShadowLG_RightTop.jpgShadowLG_BottomLeft.jpgShadowLG_BottomRight.jpg

 

/ 0 نظر / 3 بازدید